بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


ارزشِ نداشتن

:: ارزشِ نداشتن

 

گاهی بر خلاف همه آدم هایی که برای خوش بودن حال شان؛ دوست دارند داشتن چیزهایی را آرزو کنند، برای من نداشتن آرزو و آرزوی نداشتن برخی چیز ها، خود بزرگترین پشتوانه امنیت روحی و روانی ست.چیزهایی که در طول تاریخ در حین عظمت وجودی شان برای خیلی از آدم ها؛ چه بسا نمایشی از حقارت و بی ارزشی برای بسیارانی را در ذات خویش به همراه داشته اند.

قدرت، ثروت و احترام ناشی از آنها؛ به قیمت قربانی شدن خون میلیون ها انسان در جریان تاریخی زندگی آدمیان شکل گرفته، تداوم داشته و ساختارهایی را نیز در روند تکاملی خود به وجود آورده است. چه آدم هایی که برای دستیابی  به آنها؛ تن به چه حقارت هایی که نداده اند!!!

عدم تلاش برخی از آدم ها برای کسب این ویژگی ها؛ اگر با عصیان علیه داشتن آنها و صاحب منصبانشان همراه باشد، نه تنها از آدمی عنصری منفعل و بی خاصیت نمی سازد؛ بلکه درجه رفیعی از بودن را در قامت دیوژن های تاریخی، بر تارک شرافت انسانی به درخشش در می آورد.

آدم هایی که در مقابل جریان های  فکری و اعتقادی عوام فریبانه و نان چاق کن برای عوام فریبان زمانه خویش به اعتراض می ایستند؛ چه بسا قربانی ذکاوت و شجاعت خویش در تشخیص و بیان حقایق و واقعیت های پشت پرده صحنه های سیاسی و اعتقادی زندگی سزاسر آمیخته به دغلکاری و دروغ گویی قرار می گیرند.در بسیاری از مواقع عوام و عوام فریب هردو در جنایت علیه آنان همراه و هم پیمان بوده اند. ولی واقعیت آن است که جسم آنان به شهادتی تن می دهد که تاوان سبقت فکری شان از زمانه و عصر خویش به حساب می آید.

منبع : جامعه شناسی تغییر |ارزشِ نداشتن
برچسب ها : خویش ,هایی ,عوام ,نداشتن

تأملی در باب نتیجه انتخابات

:: تأملی در باب نتیجه انتخابات
پس از گذشت دو روز از برگزاری انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی؛ با این که هنوز شمارش آراء در برخی از حوزه های تهران و شهرستان ها به پایان نرسیده، ولی به وضوح می توان نتیجه نهایی آن را به لحاظ ترکیب منتخبین پیش بینی نمود. شرکت مردم در این انتخابات، به معنی تسلیم آنان درمقابل هر گونه رفتار های محدود کننده جناح حاکم در قبضه کردن قدرت نیست. بلکه به این معنی است؛ که می توان برای چنین رفتارهای انحصارطلبانه نیز؛ پاسخ های دموکراتیک داد. پیشی گرفتن چهره های معرفی شده از سوی ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدال گرایان از نمایندگان قبلی که کارنامه روشنی در نزد افکار عمومی نداشتند؛ گویای این واقعیت است که این مردم؛ به تأثیر حضور مدنی خویش درتغییرات سیاسی کاملاً آگاهی دارند. رد صلاحیت گسترده نیروهای سیاسی خوش فکر و اغلب شناخته شده که دل در گرو تأمین منافع و مصالح ملی داشتند؛ با هدف دلسرد کردن مردم از شرکت در انتخابات و در نتیجه تکرار برداشت محصولات حاصل از آن، به سیاق سنوات ماضی صورت گرفته بود. لاکن؛ به مصداق این سخن معروف که« آدم عاقل دو بار از یک سوراخ گزیده نمی شود»، مردم نقشه طراحان این تئوری را نقش برآب کردند. پیام بزرگ این انتخابات به آنهایی بود که با در اختیار داشتن بلندگوهای حکومتی و تریبون های تبلیغاتی؛ عمدتاً به شکل مونولوگ، سعی در هدایت افکار عمومی در جهت تآمین منافع و تحقق نیات سیاسی و اعتقادی خود داشتند. مردم در این انتخابات به شیوه کاملاً دموکراتیک دست رد به سینه کسانی زدند که خود را قیم مادام العمر ملت می دانستند. پیام مردم به آنها چنسن بود: برداشت ما از مفاهیمی همچون خادم ملت، خائن مملکت، فتنه گر سیاسی و واژگانی از این دست؛ با برداشت های شما کاملاً متفاوت است. مردم ثابت کردند؛ که مجلس جای عربده کشی های به سبک و سیاق لات های چهاراه حسن آباد نیست. مجلس جای چُرت زدن های نیمروزی و چرت و پرت گفتن های هر روزی نیست!!! مردم تفاوت خدمت و خیانت را می فهمند. و برای کوتاه ساختن دست غارتگران از داشته ها و سرمایه های مادی و معنوی؛ از کمترین امکانات و ناچیزترین فرصت ها هم استفاده می کنند. دیدی که ناله جانسوز پروانه شمع را / چندان امان نداد که شب را سحر کند؟!!!!! هر چند هنوز؛ جهالت ناشی از عقب ماندگی های سیاسی و اعتقادی؛ لشکری از نیروهای خود را دوشادوش مشعل داران راه آزادی و آگاهی، روانه مبارزات انتخاباتی می کند. این همان راه دموکراسی است و پالایش جامعه از کژی ها و پلشتی های ریشه در جهالت های عوامانه؛ جز از طریق تریبون های اطلاع رسانی مردمی و شیوه های دموکراتیک انتقال قدرت، میسر نیست. منبع : جامعه شناسی تغییر |تأملی در باب نتیجه انتخابات
برچسب ها : مردم ,انتخابات ,سیاسی ,کاملاً ,برداشت ,دموکراتیک ,افکار عمومی

«من» آنی نیستم که تو می بینی

:: «من» آنی نیستم که تو می بینی

 

ما ایرانی ها یکی از مهمترین وجه افتراق مان با مردم سایر کشورها، این است که به لحاظ تیپولوژی فرهنگی، البته در مقیاس ملی،  از یک  بِرند منحصر به فرد هویتی برخوردار هستیم. و این، چیزی نیست که بتوان عنوان تصورات قالبی را به آن اطلاق نمود. بلکه درخشش چنین  ستاره ای از هویت  در سپهر فرهنگی یک ملت، حاصل  اکتشافات عینی، تأملات عالمانه و بررسی های میدانی تعدادی از متفکران وطنی و اجنبی بوده است.

بدون این که بخواهم به ویژگی های این «شخصیت ملی» اشاره ای داشته باشم، کافیست بدانیم که تصور چندان  موجه و مثبتی از آن در نزد صاحبان خِرَد وجود ندارد. کوچکترین برداشت از تعریف عملی آن، این است که: ایرانیان غیر قابل پیش بینی اند!

هر یک از «ما»ها دارای یک هویت فردی و یک هویت اجتماعی هستیم. در نمایش هویت فردی، کمترین فاصله ذهنی و روانی میان ما و افراد درون شبکه روابط اجتماعی غیر رسمی احساس می شود. در حالی که در ابراز هویت اجتماعی مان، به خاطر نگرانی از قضاوت های دیگران، چه بسا گرفتار وسواس رفتاری شدیدی  می شویم.

تحویل نقش های اجتماعی به افراد در حوزه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، عمدتاً نتیجه قضاوت هایی است که دیگران در تعریف و تشخیص هویت اجتماعی یک فرد به دست آورده اند.

در بسیاری از مواقع، فاصله وحشتناکی میان هویت فردی و هویت اجتماعی افراد وجود دارد. چنین شکاف  شخصیتی و دوگانگی رفتاری، عامل اصلی بسیاری از ناکامی های ناشی از مسئولیت ها و مدیریت ها در حوزه های مختلف است.

رانندگانی که در موقع گرفتن گواهینامه، بهترین نمره قبولی را داشته اند. ولی کشور را در آمار تصادفات، به رتبه نخست رسانده اند! پزشکانی که موقع فارغ التحصیلی  سوگند نامه بقراط را قرائت می کنند. ولی در زمان طبابت، در گرفتن وجوه غیر قانونی از بیماران، به کسی رحم نمی کنند!  سیاستمدارانی که به کتاب مقدس سوگند می خورند که حافظ امانت مردم باشند. ولی پس از چند صباحی با نشئگی ناشی از شهد قدرت، همه را فراموش می کنند! معلمانی که دوره های فن معلمی را با مؤفقیت هر چه تمام تر سپری می کنند. ولی از زمان ورود به کلاس درس، در فکر جمع کردن دانش آموز برای کلاس های تقویتی  سیر می کنند! واعظی که بالای منبر در منقبت پیامبر و ائمه داد سخن می گوید. ولی زمانی که در رأس یک پست اجرایی قرار می گیرد، تمامی آموخته هایش در حوزه را با مهارتش در روضه، جبران می کند! حاج آقایی که در سعی میان صفا و مروه، به هروله به سوی خدا در حرکت  است، پس از برگشتن از موسم حج، دکان عوامفریبی اش رونق دوچندان می یابد! آن قاضی که مراسم سوگند حرفه ای را به جای می آورد، ولی با یک توصیه سیاسی و یا یک توشه اقتصادی، رأی به ناحق صادر می کند! کشاورزی که برای حلال کردن مال خود، خمس و زکات  آن را به موقع پرداخت می کند. لکن موقع سورتینگ محصولات باغی، امر تدلیس را به بهترین شکل ممکن به نمایش می گذارد! و موارد بیشمار این چنینی، همه و همه، بیانگر تصویر دوگانه ای از «بودن» و «ادّعا»ی ما ایرانی جماعت است.

ناکارآمدی الگوهای ذهنی ریشه در باورهای سنتی و فاصله روانی ایجاد شده با برخی ازعناصر نظام فرهنگی به دلیل ازدست دادن کارکردهای اجتماعی شان؛ مهمترین نقش را در افزایش روز به روز شکاف میان نسل ها و در نتیجه؛ تثبیت ریشه های این دوگانگی در سطحی بسیار گسترده در آینده خواهد داشت.

 

 

منبع : جامعه شناسی تغییر |«من» آنی نیستم که تو می بینی
برچسب ها : اجتماعی ,هویت ,میان ,سوگند ,حوزه ,افراد ,هویت اجتماعی ,هویت فردی

روند رو به رشد همگرایی فکری در شبکه های مجازی

:: روند رو به رشد همگرایی فکری در شبکه های مجازی
 
دیر زمانی نیست که به یاری صنعت رسانه؛ آن هم از نوع وایبر و لاین و فیسبوک وتلگرام و بقیه شبکه های اجتماعی؛ فرصتی جهانی فراهم شده است تا افرادی با سلیقه ها و گرایشات همسو و یا ناهمسو؛ احساسات، علایق، افکار ، تخصص ها و گرایشات فکری خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.
در کنار چنین مزیت های ارزشمند و اثر گذار این شبکه ها در گسترش تعاملات فکری و گردش آزاد اطلاعات و شکل گیری همکاری های اجتماعی و فرهنگی؛ متأسفانه یک سری مشکلات اساسی نیز در حوزه درک کیفی روابط فردی، رویارویی با تولیدات فکری دیگران و همین طور؛ چگونگی پالایش روابط از تأثیرات مربوط به ته نشست های اعتقادی و فرهنگی در جریان فعالیت افراد عضو در یک گروه، دیده می شود.
ریشه چنین مشکلاتی را از یک سو؛ می بایست در محرومیت گروه های روشنفکری  در برخورداری از نعمت همزیستی های برآمده از شکل گیری نهادهای مدنی در جامعه به شدت تحت کنترل و اسیر فضای امنیتی در یک صد سال اخیر جست و جو کرد.
درد ناشی از شلاق استبداد بر تن نحیف جریان دموکراسی خواهی در گذشته تاریخی ما، مهمترین اثر و برآیندش، عزلت گزینی سیاسی و ایزولاسیون نیروهای فکری در پستوهای خوداندیشی و گرفتاری آنان در رؤیاهای خویش بوده است. رؤیاهایی که ازلابلای سطور کتابهای عمدتاً انقلابی، فرصت با هم بودن و مفاهمه و گفتمان مبتنی بر یک جامعه در پی صلح و آرامش را از آنان سلب نموده است. فضایی که با سیاه و سفید کردن اندیشه ها، تخم بدگمانی را میان خردورزان جامعه، تکثیر کرده است! تنوع مربوط به سلیقه های فکری در جوامعی که در آنها  اندیشه و اندیشیدن نهادینه شده است، در مقام رویارویی،هرگز به ابزاری برای حذف  دیگران بدل نمی شود. خشونت، خشونت می آورد. چه کلامی و چه فیزیکی! و خشونت مهمترین مانع دستیابی به تفاهم است. البته نه تفاهم میان نیروهای متضاد تاریخی، بلکه نیروهای انسانی که تنها ابزارشان اندیشه و اندیشه ورزی است. آن هم در جهت رهایی انسان، از جهالت و تاریکی ها.
از سوی دیگر؛خصلت کاملاً ایرانی و منحصر بفرد« چند تخصصی و هیچ تخصصی» ؛ همواره مانع از این گردیده است که بدور از واکاوی فکری و شخصیتی دیگران؛ به حضور آنها به عنوان کسانی که می توانند در کنار ما به زیست اجتماعی و فکری خود ادامه دهند؛ بهاء دهیم.
ناسازگاری های رفتاری ناشی از اختلافات فکری و اعتقادی در میان اعضای گروه های مجازی که بعضاً به خروج اعتراضی برخی از افراد ناراضی منجر می شود؛ از یک سو؛ موجب بازآفرینی فرصت تأمل در خصوص افعال صورت گرفته در گروه می شود. و از سوی دیگر؛ به تولید و تکثیر گروه های جدیدی منجر می گردد که با حافظه تاریخی  مربوط به مشکلات و مسایل پیشین، در راستای مرتفع نمودن آن موانع پیش می روند.
با این فرض؛ می توان در آینده به کارکرد مثبت این شبکه ها در تقریب ذهنیت منفک و بدگمان نسل جدید در تقویت همگرایی و همدلی ملی و اثرات فرهنگی و ماندگار آن امیدوار بود. منبع : جامعه شناسی تغییر |روند رو به رشد همگرایی فکری در شبکه های مجازی
برچسب ها : فکری ,شبکه ,اندیشه ,گروه ,میان ,مربوط

توجه به مدل حکومت امام علی(ع)، به عنوان یک ضرورت تاریخی؛

:: توجه به مدل حکومت امام علی(ع)، به عنوان یک ضرورت تاریخی؛

واقعیت این است که توجه به تجربه حکومتی امام علی از سوی دو گروه موافقان و مخالفان ایشان و به دو دلیل متضاد مورد بی مهری قرار گرفته است:
موافقان و پیروان ایشان با این بهانه که او یک ابرمرد و معصوم بود و ما را توان چون او شدن در زمامداری، حتی به تصور نیز در نیاید؛ از گام نهادن در مسیر اجرای عدالت سخت طفره می روند.
مخالفان ایشان و یا حتی نیروی های فکری متعلق به دوره مدرنیسم نیز؛ معتقدند که زیر ساخت های سنتی در حوزه اقتصادی و اجتماعی در دوره ایشان قابل مقایسه با زیر ساخت ها و نهاد های پیچیده بر آمده از نیازهای متعدد و متنوع بشر امروزی نبود.در نتیجه؛ مدیریت چنان جامعه ای از قابلیت تعمیم الگویی به عصر حاضر برخوردار نیست.
در اینجا آنچه در پاسخ به ادعا های هر دو گروه می توان مطرح کرد؛ این است که نفس عدالت یک مفهوم فرامکانی و فرازمانی ست. بدین معنی که طرز تلقی آدم ها از مفهوم عدالت به پشتوانه اصول اخلاقی مورد وثوق در یک سری ازارزش ها؛ موافق فطرت انسانی ست. ارزش هایی همچون عدالت، برابری، مساوات، آزادی و....... هر چند ممکن است در دوره هایی از تاریخ زندگی بشر؛ تحت تأثیر تفسیرهای مذهبی، وابستگی های طبقاتی، نژادی و حتی عوامل سنتی قرار بگیرند، ولی در دراز مدت؛ از اتفاق نظر جمعی برای تثبیت موقعیت و کسب مقبولیت عام و خاص، برخوردار بوده و هستند... و به خاطر همین هم است که امروزه بشر؛ در تعریف جایگاه این ارزش ها به نقطه مشترکی ازقرارداد اجتماعی به نام «حقوق بشر» رسیده است.
شیوه مورد اعتنای امام علی در زمینه عدالت و حقوق بشر؛ از یک مدل ساده و بیشتر الگویی تبعیت می کرد تا دستگاه نظری صرف و آرمان گرایانه.
وقتی عرب شاکی از یک ایرانی با اعتراض به ایشان که من یک عرب هستم و طرف شکایت من یک غیر عرب؛ چرا در قضاوت خویش جانب او را گرفته ای؟ به تصمیم امام اعتراض می کند؛ ایشان در پاسخ وی دو مشت خاک از زمین برداشته و به عرب معترض می گوید: چه تفاوتی ست میان این دو مشت خاک؟؛ در واقع بیرق دیدگاه اومانیستی ایشان از درون خرابه های فکری عرب جاهلی به یک باره بر تارک آرزوهای بشری( شعار: نه به نژاد پرستی) به اهتزاز درمی آید...
یا زمانی که با دیدن دو نوع خرمای مرغوب و نا مرغوب با دو نوع قیمت متفاوت؛از میثم تمار سؤال می کند؛ وی پاسخ می دهد که خرمای درجه یک چهار دینار و درجه دو، دو دینار؛ ایشان اقدام به مخلوط کردن هر دو نوع خرما کرده و می گویند همه را به قیمت سه دینار بفروش. تا هم از درجه یک آن فقرا استفاده کنند و هم از درجه دوی آن اغنیاء؛ در واقع طرح ابتدایی یک جامعه سوسیالیستی را؛ حداقل از منظرمصرف کالا به تصویر می کشد....
مسأله ای که جای خالی آن به دلیل ماهیت مذهبی حکومت در ایران؛ بیش از هر چیز دیگری احساس می شود.
و زمانی هم که مالک اشتررا برای حکمرانی ولایت مصر مأمور می کند؛ چهارچوب رفتاری ایشان را به عنوان یک مدیر سیاسی در یک نامه ی مفصل چنان دقیق تعیین می کند که بعد از گذشت چهارده سده از آن زمان؛ هنوز به عنوان یک مانیفست می تواند مورد استفاده قدرت ها و گروه های سیاسی قرار بگیرد.
ونیزوقتی با فشار مردم خسته از بی عدالتی ها و نامردمی ها وطعم انواع تبعیض های به ناحق چشیده؛ تصمیم به پذیرش خلافت می کند؛ با صراحت تمام اعلام می کند:
لولا حضور الحاضر و قیام الحجّه بوجود الناصر... لالقیت حبلها علی غاربها«اگر حضور این بیعت کنندگان نبود و با وجود یار حجت را بر من تمام نمی کرد... رشته این کار را به اهلش وا می گذاشتم.»؛ برای همیشه تاریخ؛ مشروعیت حکومت ها را، حتی حکومت دینی را مشروط به حضور و پذیرش مردم اعلام می کند.
وقتی از عدالت علی سخن به میان می آید؛ هدف بازگشت به دوره شبانی و پیاده کردن طرح های حمایتی شبیه کمیته امداد ایشان نیست. بلکه اعتقاد به اصول رفتاری ایشان در مواجهه با مسایلی همچون عدالت، حقوق بشر، برابری و..... است که می تواند به عنوان یک طرحواره یا مدلی تاریخی برای همه عصرها و همه نسل ها مورد استناد قرار بگیرد. 

منبع : جامعه شناسی تغییر |توجه به مدل حکومت امام علی(ع)، به عنوان یک ضرورت تاریخی؛
برچسب ها : ایشان ,عدالت ,مورد ,درجه ,کند؛ ,حکومت ,رفتاری ایشان ,همچون عدالت، ,مخالفان ایشان

گره کور حاکمیت «مردم محور» در جامعه ایران ؛

:: گره کور حاکمیت «مردم محور» در جامعه ایران ؛

چرا نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی خواست ها و انتظارات قاطبه مردم را نمایندگی نمی کنند؟
دلایل این امر را می توان چنین بیان کرد:
اول؛ از ویژگی های جوامع صنعتی و مدرن، تغییر روابط چهره به چهره، به روابط ثانویه یا همان روابط نقش هاست در قالب ساختار ها. یعنی آنچه که می تواند در روند توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی مؤثر باشد، تعاریف شخصی از موقعیت فعلی و آنچه باید باشد نیست. بلکه راهبردها و اهداف و ابزار هایی که نهادهای برآمده از خرد جمعی، در قالب برنامه های حزبی ، اقتصادی و یا فرهنگی، تعریف و تبیین می کنند. اشخاص و توانایی مدیریتی آنان نیز در چنین جوامعی، تابعی است از خروجی نهاد ها و تشکیلات سازمانی.
اگر در یک سطحی از روند برنامه، مشکلی مشاهده شود، قبل از آن که به سوء مدیریت شخص یا اشخاص ارجاع داده شود، به شکل کارشناسانه، ساختار برنامه را مورد تدقیق و بررسی قرار می دهند. چرا که اگر سوء مدیریتی هم ملاحظه شده باشد، ناشی از ضعف برنامه و توانایی آن در به خدمت گرفتن شایسته ترین ها بوده است. نه چیز دیگر.
دوم؛ با پذیرش تأثیرات مورد اول و تشخیص موقعیت خود مان در شرایط حال حاضر با توجه به روند حرکتی مان در گذشته و لحاظ جایگاه فعلی خودمان، می توانیم نقطه عزیمت مان را برای رسیدن به یک شرایط نسبتاً مطللوب در یک پروسه زمانی نه چندان طولانی، رصد کنیم.
سوم؛ تا زمانی که در جامعه ما، احزاب و انجمن ها و نهاد های مدنی بر آمده از متن واقعی توده ها نتوانند قدرت بگیرند، و در نتیجه نتوانند با تکیه بر حق حیات قانون مندانه خود و تعهدات قانون مدارانه حاکمیت سیاسی، با حضور در عرصه سیاسی و با تکیه بر مدیران تربیت شده و کارآمد به دفاع از اهداف و منافع توده های تحت مدیریت خود، مبادرت بورزند، صحبت از تغییر و پیشرفت با امید بستن به شعرها و شعارهای انتخاباتی اشخاص، بسیار دور ازذهن به نظر می رسد.
در شرایط جامعه ای مانند ایران که نهاد های مدنی از پایداری و استقلال دموکراتیک برخوردار نیستند، کاندیدا ها، برای رسیدن به قدرت به دو عنصر نیاز دارند: اول تأیید حاکمیت. دوم، جلب توجه توده ها و به دست آوردن آرای آنها. از آنجایی که در نبود احزاب، مردم عملاً قادر به بازخواست منتخبین خود نیستند، طبیعی است که کارگزاران چنین سیستمی، جهت حفظ موقعیت و تداوم بقای سیاسی خود و برخورداری مادام العمر از لذایذ قدرت، دستبوس اربابان قدرت شوند.
زیرا، وجوداحزاب و انجمن ها در ایران، با توجه به روند تاریخی و ویژگی کارکردی شان، مینیاتوری است از ساختار حزبی. به طوری که هر آن ممکن است با کاربردهای واژگانی خاص، همچون «فتنه»، « مزدور بیگانه»، « تشویش اذهان عمومی» و غیره، حیات و قوام شان با خطراتی مواجه گردد!
چهارم؛ نتیجه ی چنین وضعیتی «توده وار» شدن جامعه است. جامعه ای که ارزش های اجتماعی و گروهی خود را تحت تأثیر عملکرد رسانه های انحصاری دولت به مرور زمان از دست داده، مؤمن به ارزش ها و باورهایی می گردد که حاکمیت سیاسی با نیت کنترل و هدایت مردم آنان را تبلیغ می نماید.
در نتیجه، در چنین فضایی ظهور شخصیت های مستقل و سلیم النّفس، مانند ستاره هایی است که در یک آسمان تاریک، چند صباحی درخشیده ، با تهاجم ابرهای سیاه تکفیر و تهمت از سوی صاحبان قدرت، دچار افول می گردند.

 

 

منبع : جامعه شناسی تغییر |گره کور حاکمیت «مردم محور» در جامعه ایران ؛
برچسب ها : جامعه ,چنین ,مردم ,سیاسی ,روند ,حاکمیت ,برای رسیدن

اردوغان؛ سیاستمدار بی سیاست؛

:: اردوغان؛ سیاستمدار بی سیاست؛
 

کودتا یک پدیده سیاسی مختص به جوامع جهان سوم است. جوامعی که هنوز در آنها نهاد های انتقال مسالمت آمیز قدرت؛ به رشد و بلوغ کافی نرسیده اند.
کودتای چند روز پیش درترکیه؛ چه توسط خود اردوغان و مشاورانش طراحی و اجرا شده باشد، خواه توسط بخشی از ارتش؛ حاوی این پیام است که کشور ترکیه در راه رسیدن به ثبات سیاسی برآمده از عملکرد نهادهای دموکراتیک؛ فاصله زیادی دارد.
وقوع کودتا در یک کشور ضمن این که نمایش تصاحب قهرآمیز قدرت به حساب می آید؛
در صورت عدم موفقیت نیز؛ موجب مشروعیت بخشیدن به اقدامات خشونت بار طرف پیروز شده و به بهانه صیانت از دموکراسی، به انسداد فضای سیاسی، بیش از پیش کمک می کند.
تا اینجای کار؛ دولت برآمده از کودتا و دولت پیروز بر آن، به لحاظ شیوه توسل به زور و حفظ قدرت؛ از روش عملکردی مشابهی برخوردارند.
از آن جایی که کودتا شکل عریان تصاحب قهرآمیز قدرت محسوب می شود؛ توصیف و تعریف کارکرد و میزان مشروعیت آن بسیار روشن و ساده است. در مقابل؛ دولت هایی که در ظاهر با توسل به سازوکارهای قانونی در رأس قدرت سیاسی قرار می گیرند؛ ولی در باطن با دستکاری و تفسیر قوانین و مهره چینی نقش های سیاسی، ظاهری دموکراتیک به حضور خویش می بخشند؛ از واقعیت محتوایی گمراه کننده ای برخوردارند.
به زعم اینجانب اردوغان به عنوان یک رئیس جمهوری که با استفاده از شعارهای پوپولیستی آمیخته به ارزش های مذهبی در عرصه سیاست ترکیه به موج سواری مشغول شده است؛ متهم درجه یک شرایط قبل از کودتا و هم اقدامات بعد از کودتاست.
تضعیف نهاد های مدنی؛ اسلام گرایی مبتنی بر هواداری قشر متوسط رو به پایین و نادیده گرفتن موجودیت سایر نحله های فکری و اعتقادی همچون سکولارها، تغییر قانون اساسی و ارتقای قدرت ریاست جمهوری، سرکوب مخالفان و کم تحملی در مقابل مخالفان سیاسی و حتی مذهبی( همچون فتح الله گولن) سیاست دوگانه در قبال داعش،کردها، اسرائیل، آمریکا و روسیه؛ موقعیت نشناسی و عدم درک درست از نقش و جایگاه سیاسی ترکیه در منطقه، بنا به توانایی نظامی و اقتصادی آن و مواردی از این دست؛ در شکل گیری نطفه کودتا در صورت واقعی بودن آن بی تأثیر نبوده است.
از نظر عملکردهای وی در شرایط پساکودتا نیز؛ می توان شدت خشونت به کار برده شده در خصوص قلع و قمع مخالفان غیر نظامی را که تا کنون به اخراج و دستگیری بیش از شصت هزار نفر منجر شده است ؛بسیار حیرت آور تلقی نمود.

این که چنین تصفیه اداری و نظامی بلافاصله در فردای شکست کودتا به مورد اجرا گذاشته شود؛ از وجود یک برنامه اجرایی از پیش طراحی شده در شناسایی مخالفان و یا منتقدان سیاست های دولت اردوغان خبر می دهد.
با این شرایط؛ می توان ادعا نمود که اردوغان به عنوان کسی که شرایط لازم برای وقوع کودتا را ایجاد کرده است و هم بنا به تلاش های فراقانونی خویش که در سرکوب مهندسی شده مخالفان ایفاء می کند؛ دشمن شماره یک دموکراسی نوپا در ترکیه است.
با روند فعلی و شرایط حال حاضر ترکیه، امکان بازگشت این کشور به دوران ثبات اقتصادی و آرامش سیاسی، در آینده نزدیک؛ بسیار بعید به نظر می رسد.
بابااوغلی

منبع : جامعه شناسی تغییر |اردوغان؛ سیاستمدار بی سیاست؛
برچسب ها : کودتا ,مخالفان ,سیاسی ,دولت ,شرایط ,قدرت ,قهرآمیز قدرت ,تصاحب قهرآمیز ,وقوع کودتا

سوسیالیزم و سرمایه داری؛ (تقابل تاریخی دو نوع سیستم مدیریت اقتصادی)

:: سوسیالیزم و سرمایه داری؛ (تقابل تاریخی دو نوع سیستم مدیریت اقتصادی)
اندیشه سوسیالیستی و سرمایه داری در طول تاریخ فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته اند. از زمان شکل گیری روابط انسانی بر اساس مالکیت ابزار تولید، این کشمکش ها نیز وجود داشته است. همان طوری که سیستم اقتصاد مبتنی بر کاپیتالیسم دچار تحول ساختاری گردیده است، اندیشه سوسیالیزم نیز متناسب با روند این تحولات در راستای عملیاتی کردن طرح و برنامه های خود سیر تکاملی خویش را طی نموده است. جریان تقابلی این دو نگرش و طرح های انحصاری هر یک از آنها برای تثبیت جایگاه خود در طول تاریخ، در بسیاری از مواقع، تابعی از میزان شناخت دقیق و تحلیل های نظری صورت گرفته از سوی متفکران صاحب نظر در هر یک از حوزه های دوگانه بوده است. به عنوان مثال تحلیل دوره های پنج گانه تاریخی توسط مارکس و طرح تضاد دیالکتیک توسط وی و پیش بینی شکل گیری نیروهای اجتماعی به عنوان سنتزی از دل تز و آنتی تز، پیش از آنکه به نفع طبقات فرودست جامعه موجب تولد نظام سوسیالیستی گردد، پلانی شد در دست مدیران نظام سرمایه داری که بر اساس آن بتوانند با تغییر در سیستم مالکیت و همین طور سیستم توزیع و به عبارتی با آمبورژوا کردن کارگران، جلوی انقلابات کارگری را در درون نظام سرمایه داری صنعتی بگیرند.
مسلماً، نقش مارکس در تاریخ اندیشه سوسیالیزم، بخصوص سوسیالیزم نوین، بیش از دیگر سوسیالیست هایی همچون: سن سیمون، فوریه، لوی بلان و رابرت اوون و دیگر جمعیت فابیان های انگلیس و گیلد سوسیالیست ها( سوسیالیست های صنفی) است. لکن اندیشه های فلسفی مارکس در بُعد معرفت شناسی دینی، شیوه های خشونت آمیز و انقلابی دستیابی به تغییرات مورد نظر وی در حوزه شکل گیری قدرت سیاسی، نسخه دیکتاتوری پرولتاریا و نقد دموکراسی های غربی توسط مارکسیست ها با انگ« دیکتاتوری های نقابدار» و همین طور شکست کمونیزم در قالب نمونه های تاریخی، بسیاری را همانند برنشتاین، لیب نخت و کائوتسکی و ... بر آن داشته است تا با طرح سوسیالیزم علمی( مبتنی بر تحقیقات سوسیولوژیکی و استاتیستیکی) از سقوط آن در فراموشخانه تاریخی جلوگیری نمایند.
نتیجه این که؛ سوسیالیسم و عدالت اجتماعی در رأس برنامه های احزاب سوسیالیست میانه رو و عدالت خواهان جهان، با هدف کنترل ابزارهای تولید سرمایه توسط دولت ها، قرار دارد. جهان به تجربه دریافته است که در قالب مدیریت ایدئولوژیهای تمامیت خواه، حدی از آزادی که برای تحقق سعادت انسانی لازم است، به خطر می افتد. لذا مهمترین بستر و محمل مناسب برای توزیع عادلانه ثروت در جهان، کمک به تثبیت دموکراسی است..

منبع : جامعه شناسی تغییر |سوسیالیزم و سرمایه داری؛ (تقابل تاریخی دو نوع سیستم مدیریت اقتصادی)
برچسب ها : سرمایه ,سوسیالیست ,سوسیالیزم ,سیستم ,اندیشه ,داری ,سرمایه داری ,نظام سرمایه

کودتای نافرجام

:: کودتای نافرجام

احتمال زیادی هم می رفت که شکست بخورد. در شرایطی که در چند سال اخیر بسیاری از کشورهای منطقه در مسیر دموکراسی خواهی گام نهاده اند؛ بعید به نظر می رسید که ترکیه به تکرار تلخ کودتا درسال 1980 و حضور مجدد نظامیان در سیاست تن دهد.
کودتا یک پیام دارد و آن؛ تصرف قهر آمیز قدرت و حذف قدرت تصمیم گیری مردم در مورد حق تعیین سرنوشت خویش. قرار گرفتن نظامیان بر اریکه قدرت یک شبه اتفاق می افتد. ولی دگردیسی آن و تحویل قدرت به سیستم انتخابات آزاد، سالیان سال طول می کشد و در بسیاری از مواقع حتی با نتایج خونباری همراه است.
شانس کودتا گران را همواره یاری نمی کند. زیرا همان طوری که دموکراسی برای استقرار خود به یک سری زمینه ها و ملزومات نیازمند است؛ کودتا و ماندن کودتاگران در راس قدرت سیاسی نیز محصول یک سری پیش زمینه ها و بحران های فرسایشی در گذشته است. مثلا دیکتاتوری قانونی در یک کشور که با دستکاری آرای مردم و دراختیار گرفتن قوای سه گانه و کنترل نهاد های مدنی سال های سال به نام مردم و به کام خویش فرمانروایی کنند. و یا جنگ های داحلی تحت عنوان اختلافات فرقه ای و قومی چنان عنان آرامش را از کف مردم برباید که مردم به حضور نظامیان در خیابان ها برای پایان دادن به اوضاع ناخوشایند به دیده رحمت بنگرند.(نمونه کودتاهای تایلند و مصر در دوسال گذشته)
ترکیه هر چند با رفتار های قلدرمآبانه و بعضا متزلزل اردوغان در شرایط تهدید به ساختار های دموکراتیک به سر می برد؛ ولی آستانه بحران به حدی نرسیده بود تا کودتاگران قادر به اقناع روانی مردم برای در دست گرفتن قدرت باشند.

منبع : جامعه شناسی تغییر |کودتای نافرجام
برچسب ها : مردم ,قدرت ,کودتا ,گرفتن ,نظامیان

::
برای ستایش سیه بخت؛
ای فرشته رانده شده از دیار گرفتار در جهالت؛
می دانم اگر انتخاب زندگی دست خودت بود؛
هرگز در سرزمینی متولد نمی شدی که هر روز چندین بار صدای گلوله های جهالت و خرافه پرستی در کوچه پس کوچه های شهرها و کوچه هایش؛ دل کوچک ات را بلرزاند!!!
و روزی که ترس از مرگ در سرزمین نفرین شده ات؛ دستان یخ زده ات را به دستان مادر نگرانت سپرد تا با پاهای لرزان و برهنه جلای وطن کنی؛ کاش می دانستی پای بر سرزمینی می گذاری که هر چند در آنجا صدای گلوله ای به گوش نمی رسد، ولی نگاه های حریصانه گرسنگان جنسی و تهی دستان اخلاقی اش، چه فاجعه هولناکی را برایت تدارک دیده است!!!
ای کاش می دانستی پای بر سرزمینی می گذاری که مردم آنجا به تکرار چنین فجایعی عادت کرده اند. آنگاه شاید گام های سست کودکانه ات آرزوهای پدرت را با تردید رو به رو می کرد.
اگر می دانستی گام برسرزمینی می گذاری که از امنیت و خوشبختی سهمی نخواهی داشت.؛ شاید در دیار خود رحل اقامت می گزیدی و مرگ مردان سیه دل را در سرزمین افغانستان به آرزو می نشستی.
دخترک من؛ ای کاش زنده بودی و حق انتخاب زندگی خویش را داشتی......
ای کاش.....
بابااوغلی

منبع : جامعه شناسی تغییر |
برچسب ها : گذاری ,دانستی ,دستان ,کوچه ,سرزمینی ,صدای گلوله ,انتخاب زندگی

عباس کیارستمی؛ مردی فراتر از مرزهای زمان

:: عباس کیارستمی؛ مردی فراتر از مرزهای زمان

چقدر کمیابند کسانی که دستی در کند وکاو مشکلات و موانع زیر پوستی جامعه دارند. و به پیمانی که با ایمان شان بسته اند وفادار می مانند.و بدون ترس از هوچیگری های مانع تراشانه و همین طور بدون کوچکترین چشمداشتی از آثار تشویقات دنیوی صاحبان قدرت؛ فقط در اندیشه به سامان رساندن خواست های خود که ریشه در آرمان های انسانی و حرفه ای شان دارند؛ تلاش می کنند.
کیارستمی در زمره کارگردانانی بود که روایتی متفاوت از پیشینیان خود در نقش سینما در زندگی مردم از خود ارایه داد. نگرشی تازه در سوژه یابی وخلق طرحواره های موضوعی که جدای از اهداف سینمای تجاری؛ صرفا با هدف آگراندایس کردن درد های مزمن و ریشه های تاریخی آنها؛ توجه و نگاه های تیز بینانه مصلحان اجتماعی را برای درمان آنها به خدمت می گرفت.
کیارستمی به دلیل این که در حرفه خود اهل تجلیل و تظاهر نبود و تلاشی نیز در تدلیس محصولات هنری و عرضه آن به بازار سرگرمی از خود نشان نمی داد؛ از حمایت مادی و معنوی لازم توسط متولیان نهاد های فرهنگی وابسته به حاکمیت سیاسی در کشور برخوردار نبود.
زمانی که وی در جشنواره کن جایزه نخل طلایی را به خاطر فیلم طعم گیلاس از آن خود کرد؛ تعدادی از رسانه های وابسته به یک جریان سیاسی در داخل کشور؛ به جای پرداختن به اهمیت این جایزه و اعتلای نام ایرن در عرصه هنر سینما؛ تنها مساله مصافحه ایشان با خانم اهداء کننده جایزه را که در عرف بین الملل امریست طبیعی؛ دستمایه تقبیح رفتاری وی قرار دادند!!!
کیارستمی از جمله هنرمندانی است که در عرصه سینمای ایران؛ شاید هیچوقت دیگر تکرار نشود...
روحش شاد و یادش ماندگار
بابااوغلی

منبع : جامعه شناسی تغییر |عباس کیارستمی؛ مردی فراتر از مرزهای زمان
برچسب ها : جایزه ,کیارستمی

ما و انتخابات؛

:: ما و انتخابات؛


هر چهار سال یک بار در ایران بحث انتخابات که مطرح می شود؛ تب سیاسی تا حد زیادی بالا می گیرد. طولی نمی کشد که مطابق با پیش بینی های کارشناسی قاطبه مردم، تصمیمات شورای نگهبان در مورد کاندیداها، به نفع جریان سیاسی خاص اعلام می گردد.
در چنین فضایی؛ چندین رویکرد نظری در خصوص انتخابات از سوی گروه های سیاسی مختلف مطرح می شود.
عده ای معتقدند که ما نباید با ساز شورای نگهبان برقصیم. قرار نیست که شورای نگهبان به بهانه دفاع از حق النّاس و رد صلاحیت های مغایر با اصول مصرّح در قانون اساسی، برای ما تعیین کند این که به چه کسی رأی دهیم!
نظر این عده بر این است؛ حالا که کاندیدا یا کاندیداهای مورد علاقه من توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شده اند، پس در انتخابات شرکت نمی کنم. و برایم نیز مهم نیست که چه کسی انتخاب شود.
گروهی معتقدند؛ شرکت در انتخابات چندان نقشی در نتیجه انتخابات ندارد. مهندسی انتخابات مهمترین نقش را در تعیین سرنوشت انتخابات دارد. چه ما رأی بدهیم یا ندهیم؛ فرد یا افراد خاصی که مردانی برای تمام فصول محسوب می شوند؛ کرسی های ریاست و وکالت را اشغال خواهند کرد.
در این میان؛ عده ای هم هستند که با درک ناراحتی های دو گروه اول و دوم؛ معتقدند عدم شرکت در انتخابات از طریق تحریم آن، به وخیم تر شدن هر چه بیشتر اوضاع مملکت منجر خواهد شد. زیرا این کار باعث می شود که جریان تمامیت خواه با آرامش خیال و امنیت روانی بیشتری مهره های خود را در صحنه شطرنج سیاسی بچیند.
با توجه به دیدگاه های فوق الذّکر؛ کفه ترازوی شرکت در انتخابات؛ بنا به دلایل زیر، به عدم مشارکت در آن؛ می چربد:
-در جوامع دموکراتیک؛ برگزاری انتخابات یکی از راه کارهای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خویش محسوب می شود.انتخابات دارای یک پشتوانه قانونی و حقوقی است. واز این لحاظ؛ می تواند از قابلیت آماری و خود اصلاحی برخوردار باشد. در مقابل؛ جوامعی که احراز نقش های سیاسی در آنها از کانال بیعت و شیخ سالاری می گذرد؛ امکان تغییرات رو به جلو در آنها، بسیار دور از ذهن به نظر می رسد.
-در بسیاری از مواقع؛ کارگزاران سیاسی برای نمایش قدرت و مشروعیت خویش؛ با حمایت از تجمع خیابانی عده ای از هواداران خود و با توسّل به ترفند های رسانه ای در خصوص تعداد آنها، به مقابله تبلیغاتی با منتقدان و مخالفان خود اقدام می کنند. در چنین مواقعی؛ آنچه می تواند گویای مقبولیت و یا عدم مقبولیت سیاست های آنها باشد؛ آرای برآمده از صندوق های انتخابات است.
-تحریم انتخابات در جوامعی که از یک سو؛ از نبود احزاب استخواندار و قوی رنج می برند و از سوی دیگر؛ دارای طبقات و لایه های اجتماعی منفصل ازهم بوده، که از خودآگاهی سیاسی لازم نیز برخوردار نمی باشند؛ راهی به سوی تغییرات رفرمیستی نخواهد داشت.
-با رد صلاحیت نیروهای سیاسی خوش فکر و کارآمد، آنچه از ریزش آنها نصیب حق انتخاب مردم می شود، افرادی هستند با درجاتی از افراط و تعادل در موضع گیریهای سیاسی. عقل سلیم حکم می کند؛ انتخاب افرد دارای مواضع متعادل و واقعگرایانه نسبت به مسایل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی؛ ضررش کمتر از افرادی ست که تمامی منافع ملی را با عینک منافع گروهی و عقاید شخصی خود رصد می کنند.
-شرکت در انتخابات و رفتن به پای صندوق های رأی، جزو حقوق اساسی مردم در تعیین سرنوشت خویش محسوب می شود. با این فرض؛ حتی اگر از نظر کسی؛ کاندیدایی هم که واجد حداقل شرایط لازم برای نمایندگی یا ریاست جمهوری نباشد؛ انداختن رأی سفید به داخل صندوق، حاوی پیامی است که عدم شرکت در انتخابات، فاقد آن است. زیرا رأی سفید به لحاظ آماری دارای بار سیاسی است.
-انتخابات و مشارکت در برنامه های تبلیغاتی آن؛ به بازپروری حافظه جمعی در خصوص وقایع تاریخی مهم، یاری می رساند.
-شرکت در انتخابات؛ به ارتقای قابلیت طرح مطالبات مدنی منجر می شود.کسانی که به حقوق خود واقف باشند، قطعاً از تکالیف منتخبان خویش نیز آگاهی خواهند یافت. چنین فرآیندی امکان چانه زنی برای طرح مطالبات، هر چند در سطحی خرد را فراهم می نماید.

منبع : جامعه شناسی تغییر |ما و انتخابات؛
برچسب ها : انتخابات ,سیاسی ,شرکت ,دارای ,تعیین ,نگهبان ,شورای نگهبان ,تعیین سرنوشت ,خویش محسوب ,سرنوشت خویش

انقلاب و راه پر پیچ و خم دموکراسی؛

:: انقلاب و راه پر پیچ و خم دموکراسی؛
 

 
چرا اکثر انقلاب های بزرگ، بعد از پیروز و دستیابی به قدرت، اسیر همان شرایطی می شوند که نیروهای انقلابی برای برچیدن آن جنگیده اند؟
انقلاب کبیر فرانسه بعد پیروزی در سال 1789، اسیر دیکتاتوری روبسپیر شد. انقلاب بلشویکی 1917 روسیه، اسیر یکه تازی های خونبار استالین گشت. انقلاب انگلستان، کرامول را از آستین خود بیرون آورد و همین طورچین، کوبا و.....
جواب بسیار ساده است: پایه و اساس هیچ حرکت انقلابی تلاش برای تغییر در مسایل پیش پا افتاده و کم ارزش نیست. مثلاً برای مردم به خاطر گران شدن قیمت بلیط هواپیما که قشر خاصی از آن استفاده می کند، به بسیج عمومی و تخریب منابع دولتی دست نمی زنند. در نتیجه؛ برای یک حرکت بزرگ و مردمی که بتوان با استفاده از نیروی آن به یک تغییر بزرگ دست یافت، نیاز به طرح یک سری شعارها و آرمان هایی است که بتوانند با آرزوهای ملی و تاریخی شان در هم آمیزند.
مفاهیمی همچون: آزادی، عدالت، برابری، استقلال و.....از جمله مفاهیمی محسوب می شوند که در قاموس واژگانی یک ملت؛ ارزش و اعتبار بالایی دارند. این مفاهیم، از کارکرد بالای هیجانی برای بسیج عمومی برخوردارند.
آنچه در فردای پیروزی انقلاب و در دوره استقرار روی می دهد؛ مدت زمان کوتاه نشئگی ناشی از پیروزیست و سپس انتظار برای تحقق شعار های رؤیایی.
آنچه در اینجا می توان بر آن تأکید نمود؛ وجود خود این واژگان در بدنه مطالبات مردم انقلابی،عامل اصلی بازگشت مجدد دیکتاتوری به جامعه به شکل دیگری هستند.
معنی این سخن این نیست که این مفاهیم در ذات خود از قابلیت استبداد زایی برخوردارند. بلکه مجموعه شرایط درونی و بیرونی پدیده انقلاب دست به دست هم داده و شرایط و زمینه های چنین اتفاقی را به بار می آورند. علل و عوامل این وضعیت را به طور اختصار می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1-ایدئولوژی انقلاب؛ که خود موجب مرزبندی و جداسازی افراد جامعه است؛ بر اساس سهم باورهای فکری و اعتقادی شان. بر این اساس؛ اشتراک و همبستگی ایدئولوژیکی نیروهای سیاسی؛ بیشترین سهم را در تصاحب نقش های سیاسی و مدیریتی به خود اختصاص می دهد؛ نه میزان تخصص و تجربه کاری. و از آنجایی که از تمام توان مدیریتی و تخصصی نیروهای انسانی در جامعه استفاده نمی شود؛ بخش اعظم آن به دنبال دست یابی به شرایط بهتر زندگی مجبور به مهاجرت شده، آنچه از قِبَل این جداسازی ایدئولوژیکی نیروهای اجتماعی نصیب کشور می شود؛ هرز رفتن منابع مالی و فرصت های زمانی است؛ در نتیجه به کار گیری روش های آزمون و خطا.
2-مورد شماره یک هرچند شرط کافی و تنها عامل تحقق دیکتاتوری در جامعه بعد از انقلاب نیست؛ لاکن شرط لازم برای بروز کاستی های بعدی است که روند دسپوتیسم (استبداد) را تسریع می کند.
مفاهیمی مثل عدالت اجتماعی؛ آزادی، برابری و....به تعداد نحله های فکری موجود در جامعه؛ می توانند مورد قرائت و تفسیر واقع شوند. چنین قابلیتی؛ ضمن این که انرژی بسیاری را از کارشاسان و طراحان برنامه های مربوط به توسعه سلب می کند، خود عامل انشقاق و انشعاب نیروهای فکری و سیاسی نیز می باشد.
3- جریان توسعه در یک جامعه؛ یک پروسه زمانی طولانی و همه جانبه را طی می کند. چنین امری، علاوه برعامل زمان؛ به الزامات و امکانات دیگری نیز می بایست مجهز باشد. فقدان چنین پیش نیاز ها و پیش زمینه هایی در یک جامعه انقلابی نوپا، امکان تحقق وعده های انقلابی را در کوتاه مدت با مشکل موجه می سازد. این مشکل می تواند کاخ آرزوهای نسل انقلابی در خصوص رسیدن به دروازه های سعادت را فرو بریزد.
4- فاصله زمانی بسیار اندک میان طرح مطالبات انقلابی و تصور سراب گونه آنها در فردای انقلاب، ممکن است خشم انقلابی را برای انتقام جویی از کسانی که به دادن وعده های دروغین متهم شده اند، سوق دهد. لذا؛ رهبران انقلابی برای از دست ندادن آنچه که به هزاران زحمت و جان کندن و خون دل خوردن به دست آمده است؛ به شیوه های کنترل پلیسی متوسل می شوند.
5-خود همین اهتمام برای حفظ ارزش های انقلاب و مراقبت از آن جهت گرفتار نشدن در دام شکست؛ به تدریج موجبات دمیده شدن روح استبداد در کالبد انقلاب؛ به عنوان یک شیوه اداره مشروع، در صیانت از آن می گردد. هر چه زمان به پیش می رود؛ از کارآمدی وفاق رهبران سیاسی در توفیق و دستیابی به تغییرات مثبت کم شده و به شدت خودرأیی و تمرکز گرایی در تصمیم گیری و تصمیم سازی ها افزوده می شود.
6-در کنار این مسأله از ویژگی های شخصیتی رهبران انقلاب و دامنه اختیارات سیاسی آنان نیز نباید غافل شد. زیرا زمینه های فرهنگی و تربیتی؛ خود در خلق ظرفیت شخصیتی افراد در مواجهه با موضوع دموکراسی، بسیار مؤثر است.
7-تلاش برای خلق یک چهره کاریزماتیک از رهبری انقلاب توسط همفکران وی در ترویج رفتارهای فراقانونی وی بی تأثیر نیست.
 
جوامع انقلابی گرفتار در دام استبداد سیاسی؛ بعد از یک دوره زمانی نسبتاً طولانی؛ معمولاً به دو نوع سرنوشت دچار می شوند: یا به واسطه یک قوه قهریه نظامی وعمدتاً وابسته به قدرت های خارجی، طومار نظام دیکتاتوری برآمده از دل انقلاب در هم پیچیده می شود. و یا با شکل گیری نهاد های مدنی در قالب مقاومت مدنی و مردمی. در جریان طرح مطالبات اجتماعی و سیاسی؛ نظام دیکتاتوری آرام آرام دوره گذار به سوی دموکراسی را با تکیه بر رفرم های پی در پی طی می کند.(این وضعیت زمان زیادی را طی خواهد نمود. نمونه انقلاب فرانسه)
زمان گذار از این مرحله؛ معمولاً تابع شرایط سنی رهبران انقلاب و ایدئولوژی حاکم بر آن و همین طور تغییر و تحولات جهانی ست......
8- گذشت زمان به تثبیت نظام سیاسی انقلابی در قالب یک حکومت منجر می شود. هرچه سال های بیشتری از عمر انقلاب بگذرد؛ از شور و شوق انقلابی رهبران و مردم کاسته شده و بر طرح مطالبات عینی و واقعی که با زندگی روزمره مردم گره خورده اند؛ افزوده می شود.
با فروکش کردن تب آرمانگرایی انقلابی؛ تغییر نسل انقلاب و روی کارآمدن نیروهای اجتماعی جدید و مدعی وفاداری به شعارهای انقلاب؛ فرصت های مربوط به نقش های سیاسی توسط آنان مصادره شده و اعتماد سیستم به وفاداری به جای کارآمدی؛ زمینه های سوءاستفاده از موقعیت های مدیریتی را فراهم می آورد.
تداوم چنین روندی به پوسیدگی درونی سیستم مجر شده و هر نوع تفکر و یا شخصیت حقیقی سلیم النفسی را که نیت اصلاح در سر داشته باشد؛ به انحای مختلف از تقرب به خویش منع می کند.( اگر نهاد های مدنی در چنین فضایی امکان لازم برای رشد و تنفس نداشته باشند، فروپاشی سیستم از درون بسیار محتمل خواهد بود. نمونه انقلاب بلشویکی)
بابااوغلی
منبع : جامعه شناسی تغییر |انقلاب و راه پر پیچ و خم دموکراسی؛
برچسب ها : انقلاب ,انقلابی ,چنین ,نیروهای ,سیاسی ,جامعه ,لازم برای ,رهبران انقلاب ,نظام دیکتاتوری ,نمونه انقلاب ,نیروهای اجتماعی

::
برایت خانه ای از عشق خواهم ساخت

خانه ای با سقفی از تراکم ستارگان آسمان

  با کفپوشی از ابرهای خیال خاکستری

دیوار هایش را با قاب هایی از آروزهای وصال تزیین خواهم کرد

بر روی درِ آن خطاب به نسیم خنیاگر خواهم نوشت:

لطفاً بدون بوی عطر یار وارد نشو...

اینجا یکی تمام عمر خویش را؛

 ایستاده به انتظار نشسته است.

بابااوغلی/ بهمن 94

منبع : جامعه شناسی تغییر |
برچسب ها : خواهم

18 توصيه انتخاباتي

:: 18 توصيه انتخاباتي

 

 عنوان فوق؛ مربوط است به نوشته طنز گونه ای از برخی رفتار های انتخاباتی؛ که در آستانه انتخابات نمایندگی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی نوشته شد و در  اسفند ماه ۱۳۸۶ در هفته نامه خوش خبر تبریز چاپ گردید.

    18 توصيه انتخاباتي

نویسنده: محمود بابااوغلی


به دليل اهميت نقش نمايندگي در ساخت وسازهاي شهري وروستايي؛ اعم از ساخت پل هاي زيرگذر و روگذر،احداث جاده ها و اسفالت خيابان ها،احداث مراكز تفريحي وفرهنگي،اخذ مدارك تحصيلي دكترا و بالاتر و تدريس در دانشگاه ها،عزل ونصب هاي مديريتي، واگذاري طرح هاي مهم اقتصادي به اطرافيان،پرداخت وام هاي باعوض وبلاعوض به بي بضاعت ها! وده ها وظيفه ي نمايندگي كه متاسفانه از درج آنها در متن قانون اساسي غفلت شده است؛ افرادي با نامزد شدن در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر وروستا و مجلس شوراي اسلامي، براي انجام اين وظايف وخدمت به ملت و مملكت!در جريان انتخابات از يكديگر پيشي مي گيرند.
لذا؛ با آرزوي مؤفقيت براي همه ي كانديداهاي محترم با عنايت به تجربيات سال هاي گذشته؛به همه ي آنها بخصوص تازه واردها،جهت حصول پيروزي در انتخابات و برداشتن گام هاي مؤثر در جهت تثبيت پايه هاي دموكراسي!!!!!!!!!! ورسيدن به توسعه ي پايدار!!!!!!!!!! ؛ راه كارهاي زير پيشنهاد مي گردد:
1- از انتساب خود به جريان سياسي خاص اكيدا"خوداري نماييد. دراين صورت؛ هم از آراي عمومي برخوردار مي شويد وهم به دليل غير قابل پيش بيني بودن پيروزي اصلاح طلبان يا اصول گرايان در آينده؛ يك نوع حاشيه ي امنيت نیز براي خود و اطرافيانتان ايجاد مي كنيد.
2- از پرداختن به وظايف قانوني نمايندگی شديدا"پرهيز كنيد. زيرا اين كار موجب افت شديد گاز؛ نه. ببخشيد... آراي مردم خواهدشد. دليل آن را مي توانيد در چگونگي عملكرد تعدادي از نمايندگان قبلي جستجو كنيد!!!
3- از مطالعه ي كتاب و روزنامه جدا"بپرهيزيد. زيرا؛ در اين صورت ممكن است اصول آگاهي وحرمت انديشه،گام هاي استوار شما را براي خدمت رساني به مردم لرزان كرده؛ آنگاه خانه نشيني را به حضور در صحنه ي انتخابات ترجيح دهيد!!!
4- به جاي روشنگري و آگاهي دادن به مردم و سوزاندن جگر آنها؛ به جگركي ها بسپاريد تا به حساب شما از آنها با جگر و خوش گوشت پذيرايي كنند. زيرا در گذشته؛ تجربه ثابت كرده است كه تاثير اين كار، تا چه حد در پيروزي در انتخابات آني وقطعي بوده است.
5- از آنجا كه امكان پذيرايي از همه طرفداران تان با جگر و خوش گوشت وجود ندارد ؛(به دليل كمبود جگركي وسازگار نبودن جگر و خوش گوشت به مذاق برخي از افراد)از شيوه هاي مرسوم ديگري نيز مي توانيد در زمينه ي طرح توانايي هاو برنامه هاي خود به مردم استفاده كنید.در اينجا فقط به دو نمونه از اين شيوه ها؛آن هم به تناسب موقعيت جغرافيايي اشاره مي شود:
الف)  درمناطق شهري بهتر است به نور چشمي هاي خود توصيه نماييد جهت تحبيب قلوب، از خوش غذاها درتالارهاي پذيرايي معتبر، با جوجه كباب، چلوبرگ و یا چلومرغ پذيرايي نمايند.
ب) در مناطق روستايي توزيع لوازمي همچون: ساعت ديواري ، توپ ورزشي، خودكار يا روان نويس،سالنامه و تقويم منقّش به تصوير متبسّم ونام متبرّك شما كفايت مي كند.
6- براي نماينده شدن،لازم نيست كه حتما"آدم با سوادي باشيد.همين كه تظاهر به باسوادي نمائيد ، كافيست. براي اين كار لازم است يكي دو تا اصطلاح قلمبه و سلمبه يادبگيريد ودر همه ي سخنراني ها آنها را تكرار كنيد.ويا اينكه ايران را با چند تا از كشورهاي توسعه يافته يا در حال توسعه مثلا"ژاپن ومالزي مقايسه نمائيد.
7- در انتخاب شعارهاي انتخاباتي، نهايت دقّت وسرعت رامبذول نمائيد.از شعارهايي استفاده نمائيد كه همه ي مردم به راحتي قادر به فهم ودرك آنها نباشند.مانند:(نظارت،عدالت،توسعه....)
8- هر ازگاهي در خصوص برخي مسائل و مناسبت ها، از منظر يك شخصيّت آگاه ومورد وثوق ، فتواي سياسي صادر نمائيد. زيرا اين مسأله درجه ي اعتماد مردم را نسبت به شما افزايش مي دهد. هر چند كه آدم قابل اعتمادي هم نباشد.
9- اگر براي بار اول نامزد انتخاباتي مي شويد؛ شگردهاي افزايش آراء در روز رأي گيري را نيز به تعدادي از اطرافيان خود حتما"گوشزد كنيد.براي اين كار مي توانيد با برخي از نامزدهاي دوره هاي قبل مشورت نماييد.
10- فرض كنيد جامعه ي ايران در عهد بوق به سرمي برد و تعداد دكتر ومهندس در كشور ازتعداد انگشتان دست فراتر نمي رود .لذا به افراد خود بسپاريد تا در همه ي ديوارهاي تر و تميز شهر با خط درشت جلوي اسم شما بر عناوين دكتر ، استاد و مهندس تأكيد نماييد.
11- ازانتشار زندگي نامه خود قطعا"خوداري كنيد. زيرا در اين صورت مجبور مي شويد نام رشته ، و دانشگاهي را كه ازآنجا فارغ التحصيل شده ايد، فاش نمائيد.
12- تا آنجا كه مي توانيد به مردم وعده هاي دروغ و نشدني بدهيد. مانند: برداشتن سدّكنكور، مرکز استان شدن شهرتان ، به دليل كمبود استان در كشور و يا تبديل آن به قطب مهم اقتصادي در منطقه ، به خاطر فاصله ي زياد قطب شمال و جنوب از آن.
13- از پوشيدن كفن وسوار شدن بر اسب وساير چارپايان جدا"خودداري كنيد. زيرا ترافيك موجود در شهر امكان اجراي مؤفقيت آميز چنين نمايش هايي را از همگان سلب كرده است.
14- به جاي اثبات توانايي هاي خود؛ سعي كنيد شايستگي هاي احتمالي ساير رقباي انتخاباتي خود را نفي كنيد. و از هيچ گونه تهمت وناروا نسبت به آنها دريغ نكنيد. تأکید كنيد كه رقباي شما همگي يا دزدند و يا خائن. و يا هر دو . و اين فقط شما هستید كه ارزش انتخاب شدن را داريد. زيرا مطابق با قانون اول اصل الاكلنگ ، ميزان صعودشما؛ دقيقا"وابسته به همان ميزان سقوط ديگري مي باشد.
15- در آخرين ساعات تبليغات رسمي براي ايجاد ترحّم وتغيير نظر مردم با طرح مظلوميت وذكر چند نمونه از تهمت هاي ناروا نسبت به خود ، در پشت تريبون سخنراني ، اندكي گريه كنيد.براي اجراي مؤفقيت آميزاين نمايش ،بهتر است قبلا"با يكي از هنرمندان متبحّر محلي مشورت نماييد.

16- برای افزایش توجه مردم نسبت به خودتان و اینکه چقدر از تهدیدهای علیه اسلام و انقلاب نگران هستید ، با علم کردن یک سوژه از طرف یکی از رقبای خودتان مثلاً « ریش تراشیده طرف » ، کفن پوشیده و در خیابان شعار مرگ بر منافق سر دهید. با این کار هم روی رقبای خود را کم می کنید و هم تمرینی می شود برای چنین اقداماتی که  درآینده  به عنوان نماینده مجلس انجام خواهید داد.

17- در جریان انتخابات؛ هر قدر که می توانید از حقوق مردم سایر کشورها در برابر دولت های زورگو ، دفاع کنید . زیرا این کار نه تنها کوچک ترین تأثیری در رد صلاحیت شما نخواهد داشت، بلکه موجب سرازیر شدن بخشی از کمک های دولتی به سوی ستاد شما خواهد بود. 
18- و بالاخره پس از پيروزي در انتخابات بنا به رسم قدرداني و مصداق حديث نبوي (من لم يشكرالمخلوق ، لم يشكر الخالق)به همه ي كساني كه در ستاد هاي انتخاباتي شما از جان ودل تلاش كرده بودند، يك فقره پست مديريتي هديه كنيد!!! هر چند آدم هاي مدبّر وكارداني هم نباشند.اين كار موجب تداوم وفاداري آنها نسبت به شما خواهد بود. چرا كه : مقصود توئي كعبه وبتخانه بهانه ست!!!

منبع : جامعه شناسی تغییر |18 توصيه انتخاباتي
برچسب ها : كنيد ,مردم ,انتخابات ,نمائيد ,زيرا ,دليل ,كنيد زيرا ,اجراي مؤفقيت ,مشورت نماييد ,دليل كمبود ,توصيه انتخاباتي

::

 

سوز و سرمای زمستان سهمگین

امید را در میانه شعله های صبر، به صلابه کشیده است

 در میانه دیوارهای هراس

پنجره ایست رو به باغ اشتیاق

و همهمه زندگی در آن سوی پنجره

نفس را به ضیافت استقامت فرا می خواند

بهار گر چه از پشت کوه های یخ زده

جرأت فرود ندارد هنوز

وخورشید از پشت کوه های بلند

در انتظار هزیمت یک ابر تیره است؛

و لیکن در درون این قصه یک راز بیش نیست:

جیک جیک یک چکاوک از جان گذشته نیز؛

به ترغیب بازگشت پرستو ها کفایت می کند......

بابااوغلی

/22 /11/ 94

   

منبع : جامعه شناسی تغییر |
برچسب ها :

قاضی پور، کواکبیان و آب گل آلود؛

:: قاضی پور، کواکبیان و آب گل آلود؛

در چند روز اخیر شاهد انتشار سخنان سخیف نماینده ارومیه در خصوص زنان و همین طور فارس ها و برخی دیگر از مسایل بودیم. زمان زیادی از انتشار این خبر نگذشته بود که چشم و گوشمان به مهمانی تصویر و دیالوگ هول هولکی و اظهار جوکی از طرف یکی دیگر از نمایندگان تهران و منتسب به اصلاح طلبان در خصوص ترک ها؛ فراخوانده شد!!!
این که چنین ادبیات و نگرش های عامیانه؛ در مرکزی ترین ثقل قدرت، به یک گفتمان آشکار و فرامحفلی بدل شده است، می بایست دلایل آن را در تنزل سطح حساسیت و آرزو های ملی و انسانی وعرفی شدن ارزش های اخلاقی جست و جو کرد.
و به تبع این شیرین کاری های چنین نمایندگان عبور کرده از فیلتر شورای نگهبان؛ جبهه گیری ها و اظهار نظرهای توإم با تعصبات قومی و جناح بندی های سیاسی به غایت امر دامان شبکه های مجازی و سایر ابزارهای رسانه ای را فرا گرفت.
حمایت برادران هویت طلب ترک از آقای قاضی پور؛ به غیر از اظهارات غیربهداشتی او در مورد فارس زبانان، هیچ توجیه سیاسی و اخلاقی ندارد. و همین طور برآشفتگی این عده بر علیه مصطفی کواکبیان؛ به غیر از دلیل اهانت وی به ترکان، بر هیچ مبنای عام اخلاقی و انسانی استوار نبوده است.
و به غیر از این موضع گیری های قومیتی؛ این نمایندگان از حملات جناحی و سیاسی نیروهای رقیب نیز، در امان نبودند.
آنچه راقم در این مقوله قصد پرداختن به آن را دارد؛ این است که متأسفانه جامعه ایرانی و گروه های مختلف قومی و سیاسی و اجتماعی در جهت جدایی از بدنه جغرافیایی و فرهنگ ملی سیر می کنند!!!
به طوری که حساسیت های اخلاقی، انسانی، ملی و فرهنگی؛ در حال تنزّل به حساسیت های قومی، خرده فرهنگی، جناحی و سیاسی ست!!!
چرا در این مقطع از شکل گیری ادبیات لمپنیستی در حلقه سیاستمداران میانمایه؛ کمپین اعتراضی متشکل از تمامی اقوام؛ جریان های سیاسی و اجتماعی شکل نمی گیرد؟!!!
این جدایی روانی که همچون خوره به جان روح جمعی و یک پارچگی ملّی جامعه ایرانی افتاده است؛ چیزی نیست جز نتیجه اقدامات چندین و چند ساله عوامل پیدا و پنهانی که در این کشور سعی کرده اند تخم نفرت بکارند تا بلکه بتوانند با به حاشیه بردن مطالبات اصلی، محصول قدرت و ثروت درو کنند.
اکنون زمان آن رسیده است؛ که انسان های آگاه و خردورزان و همه کسانی که نگران به خطر افتادن اتحاد ملی و زایل شدن ارزش های اخلاقی و انسانی هستند؛ به دور از هر گونه تعلقات صنفی و قومی و صرفاً با هدف نجات جامعه ایران از افتادن در منجلاب بی اخلاقی و جلوگیری از شکل گیری فاصله های اجتماعی مخرب،؛ با به کار گیری تمامی راه کار های قانونی؛ صدای رسای خود را به گوش کسانی که با حذف نیروهای اصیل و آرمانگرا چنین وضعیتی را موجب گردیده اند؛ برسانند. منبع : جامعه شناسی تغییر |قاضی پور، کواکبیان و آب گل آلود؛
برچسب ها : سیاسی ,گیری ,اخلاقی ,جامعه ,اجتماعی ,چنین ,جامعه ایرانی

برای او که از دیده برفت. ولی از دل نرفت....

:: برای او که از دیده برفت. ولی از دل نرفت....

 

 

برای تمامی رنج هایی که کشیده ای؛

 و دردهایی که تاوان ظرافت تن زنانگی ات بود...

وبغض های فروخورده از تبعیض های ناروا،

برای آرزوهایی که در سرداشتی

 ولی در بن بست های سرنوشت تو زانوی یأس بغل کردند

 و برای همه دلهره ها و نگرانی های مادرانه ات

 از میان واژه های تلنبار شده در ذهن مشوّش ام

 به دنبال یک جمله تقدیر شایسته می گردم

 آن گاه که بال های پروانه عشق تو

 در آتش قهر یک دلهره؛

 به خاکستری سرخ بدل می شد؛

 و لحظه ای که نسیم خنکی از پایان یک اضطراب

 تبسمی از آرامش را بر لبان تو می نشاند؛

 چه بوسیدنی بود گونه های گل انداخته ات....

ای شاهکار شعر عاطفه ها

 و ای بزرگترین هنر آفرینش؛

 ای کاش بتوام روزی

 هنر زندگی ام را به شکرانه عظمت جاودانه ات به نمایش در آورم.

بابااوغلی / 1/11 /95

منبع : جامعه شناسی تغییر |برای او که از دیده برفت. ولی از دل نرفت....
برچسب ها :

برای پدرم

:: برای پدرم
شاید برای اولین بار که به عظمت وجود تو پی بردم؛ زمانی بود که خود پدر شدن را تجربه کردم. آن روز احساس مسئولیتی به قامت یک پدر بر دوش ام سنگینی می کرد، که تا قبل از آن شاید تصورش هم برایم ناممکن بود.
استواری گام هایت در زندگی؛ برای مقابله با مشکلاتی که قبل از تولدت در مسیر سرنوشت تو صف کشیده بودند؛ از تو برای من الگویی ساخته بود در اندازه های یک قهرمان افسانه ای.
نگاه اپیکوریستی تو به زندگی؛ موجب آن شده بود که همیشه از لحظه لحظه ی زندگی خویش لذت ببری و شکر گزار خدای خویش باشی.
آرامش روانی و ذهنیت مثبت اندیش تو، ضمن این که فرصت نزدیک به یک قرن نفس کشیدن را برایت به ارمغان آورده بود؛ بلکه موهبتی هم بود برای زمانی که به سادگی بتوانی سایه مرگ را بر سر خویش تحمل نمایی.
رفتی و رفتن تو، آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند، جز آتشی به منزل
بابااوغلی

منبع : جامعه شناسی تغییر |برای پدرم
برچسب ها : خویش

توجه به مدل حکومت امام علی(ع)، به عنوان یک ضرورت تاریخی؛

:: توجه به مدل حکومت امام علی(ع)، به عنوان یک ضرورت تاریخی؛

واقعیت این است که توجه به تجربه حکومتی امام علی از سوی دو گروه موافقان و مخالفان ایشان و به دو دلیل متضاد مورد بی مهری قرار گرفته است:
موافقان و پیروان ایشان با این بهانه که او یک ابرمرد و معصوم بود و ما را توان چون او شدن در زمامداری، حتی به تصور نیز در نیاید؛ از گام نهادن در مسیر اجرای عدالت سخت طفره می روند.
مخالفان ایشان و یا حتی نیروی های فکری متعلق به دوره مدرنیسم نیز؛ معتقدند که زیر ساخت های سنتی در حوزه اقتصادی و اجتماعی در دوره ایشان قابل مقایسه با زیر ساخت ها و نهاد های پیچیده بر آمده از نیازهای متعدد و متنوع بشر امروزی نبود.در نتیجه؛ مدیریت چنان جامعه ای از قابلیت تعمیم الگویی به عصر حاضر برخوردار نیست.
در اینجا آنچه در پاسخ به ادعا های هر دو گروه می توان مطرح کرد؛ این است که نفس عدالت یک مفهوم فرامکانی و فرازمانی ست. بدین معنی که طرز تلقی آدم ها از مفهوم عدالت به پشتوانه اصول اخلاقی مورد وثوق در یک سری ازارزش ها؛ موافق فطرت انسانی ست. ارزش هایی همچون عدالت، برابری، مساوات، آزادی و....... هر چند ممکن است در دوره هایی از تاریخ زندگی بشر؛ تحت تأثیر تفسیرهای مذهبی، وابستگی های طبقاتی، نژادی و حتی عوامل سنتی قرار بگیرند، ولی در دراز مدت؛ از اتفاق نظر جمعی برای تثبیت موقعیت و کسب مقبولیت عام و خاص، برخوردار بوده و هستند... و به خاطر همین هم است که امروزه بشر؛ در تعریف جایگاه این ارزش ها به نقطه مشترکی ازقرارداد اجتماعی به نام «حقوق بشر» رسیده است.
شیوه مورد اعتنای امام علی در زمینه عدالت و حقوق بشر؛ از یک مدل ساده و بیشتر الگویی تبعیت می کرد تا دستگاه نظری صرف و آرمان گرایانه.
وقتی عرب شاکی از یک ایرانی با اعتراض به ایشان که من یک عرب هستم و طرف شکایت من یک غیر عرب؛ چرا در قضاوت خویش جانب او را گرفته ای؟ به تصمیم امام اعتراض می کند؛ ایشان در پاسخ وی دو مشت خاک از زمین برداشته و به عرب معترض می گوید: چه تفاوتی ست میان این دو مشت خاک؟؛ در واقع بیرق دیدگاه اومانیستی ایشان از درون خرابه های فکری عرب جاهلی به یک باره بر تارک آرزوهای بشری( شعار: نه به نژاد پرستی) به اهتزاز درمی آید...
یا زمانی که با دیدن دو نوع خرمای مرغوب و نا مرغوب با دو نوع قیمت متفاوت؛از میثم تمار سؤال می کند؛ وی پاسخ می دهد که خرمای درجه یک چهار دینار و درجه دو، دو دینار؛ ایشان اقدام به مخلوط کردن هر دو نوع خرما کرده و می گویند همه را به قیمت سه دینار بفروش. تا هم از درجه یک آن فقرا استفاده کنند و هم از درجه دوی آن اغنیاء؛ در واقع طرح ابتدایی یک جامعه سوسیالیستی را؛ حداقل از منظرمصرف کالا به تصویر می کشد....
مسأله ای که جای خالی آن به دلیل ماهیت مذهبی حکومت در ایران؛ بیش از هر چیز دیگری احساس می شود.
و زمانی هم که مالک اشتررا برای حکمرانی ولایت مصر مأمور می کند؛ چهارچوب رفتاری ایشان را به عنوان یک مدیر سیاسی در یک نامه ی مفصل چنان دقیق تعیین می کند که بعد از گذشت چهارده سده از آن زمان؛ هنوز به عنوان یک مانیفست می تواند مورد استفاده قدرت ها و گروه های سیاسی قرار بگیرد.
ونیزوقتی با فشار مردم خسته از بی عدالتی ها و نامردمی ها وطعم انواع تبعیض های به ناحق چشیده؛ تصمیم به پذیرش خلافت می کند؛ با صراحت تمام اعلام می کند:
لولا حضور الحاضر و قیام الحجّه بوجود الناصر... لالقیت حبلها علی غاربها«اگر حضور این بیعت کنندگان نبود و با وجود یار حجت را بر من تمام نمی کرد... رشته این کار را به اهلش وا می گذاشتم.»؛ برای همیشه تاریخ؛ مشروعیت حکومت ها را، حتی حکومت دینی را مشروط به حضور و پذیرش مردم اعلام می کند.
وقتی از عدالت علی سخن به میان می آید؛ هدف بازگشت به دوره شبانی و پیاده کردن طرح های حمایتی شبیه کمیته امداد ایشان نیست. بلکه اعتقاد به اصول رفتاری ایشان در مواجهه با مسایلی همچون عدالت، حقوق بشر، برابری و..... است که می تواند به عنوان یک طرحواره یا مدلی تاریخی برای همه عصرها و همه نسل ها مورد استناد قرار بگیرد. 
با مهر/ بابااوغلی

منبع : جامعه شناسی تغییر |توجه به مدل حکومت امام علی(ع)، به عنوان یک ضرورت تاریخی؛
برچسب ها : ایشان ,عدالت ,مورد ,درجه ,کند؛ ,حکومت ,رفتاری ایشان ,همچون عدالت، ,مخالفان ایشان

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



جدیدترین مطالب